بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
316
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
برون آمدن مىشود و استعمال آن نمىتوان كردن امّا اگر دوائى باشد كه بخاصيت ريش را در ترى بروياند و صاحب علت دم بسيار تواند نگاه داشتن بدستورى كه در سرفه گفته شد سرفه را مدتى بحبس نفس منع تواند كردن يمكن كه به زودى اصلاح پذيرد و بعضى از اصحاب تجارت مداومت آشاميدن سريشم ماهى حل ساخته بدستور با اندك شكر طبرزد هر روز دو سه نوبت نافع يافتهاند و همچنين خوردن موميائى سگ بچه و شش و گوشت پاچه پخته آن را و همچنين مداومت خوردن فادزهر حيوانى در شير خر سوده و همچنين حقنه كردن هر روز بزردهء تخممرغ و موميائى سگ بچه يا موميائى انسانى يا معدنى و آبى كه پاچه بزغاله با سگ در ان جوشيده باشد بسيار و در حين حقنه حبس سرفه لازم بود تا به بالا بريزد و شيخ گفته است كه غالب خوردن كلنگبين و بجاى غذا با نان خوردن هيچ آن اين علت را ضرر نمىكند و خشكى آن را بلعوقى اصلاح كردن نيكو آيد و جدوار در لعوقات خنك و غيره جهت اورام درونى و جراحتها عظيم نافع بود و همچنين بخمر حقنه كردن امّا با مصلحات بهتر بود و اللّه اعلم ذات الجنب و شوصه و برسام بدانكه ذات الجنب خالص ورمى بود گرم اندر حجابى كه حاجز است ميان آلات تنفس و غذا و شوصه آماسى گرم بود اندر عضلهاى درونى سينه يا در حجابى كه در شيب حجاب حاجزست بر سينه پوشيده و اين را ذات الجنب و غير خالص نيز گويند و برسام يعنى آماس سينه و آن ورمى بود گرم در حجابى كه اندرون سينه و اضلاع بدان پوشيدست و آن حجاب را مستبطن نيز گويند و جملهء اين اورام را بر سبيل تعميم و ترادف ذات الجنب و برسام گويند و گاه باشد كه اين ورم گرم در بعض حجاب پديد آيد كه اندرون سينه و اضلاع را پوشيده است تا اندر عضلات خارج سينه چنانچه توان احساس كردن و اينها را نيز ذات الجنب و برسام گويند ليكن خالص نباشد و مادهء اين ورم گرم يا صفرا بود و يا خون صفرائى و با خون صفرا مساوى و احيانا از بلغم عفن حاد رقيق باشد دشوار افتد و نادر از سوداى صفراوى هم افتد و اغلب اين مواد نزله برين اعضا ريزند و بواسطه بردى و كثافتى درين اينجاها بمانند و سبب ورم گردند از اين جهت در سرما اين مرض بيشتر افتد و باشد كه بانتقال ماده از ورم عضو مجاور يا از انتقال ذات الصدر پديد آيد و اين باشد علامت مطلق اين مرض و در محل ورم بود و سخت خليدن درد اگر مادهء گرم باشد خاصة در وقت نفس بازكشيدن يا دم زدن و در سرفه كردن خود تمام بود و در اوّل سرفه خشك تپ گرم لازم بود و تنگى